أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

314

آثار الباقيه ( فارسى )

شرح حال مسيلمه سپس در آخر سال دهم هجرى مسيلمة بن حبيب در خاك يمامه ظهور كرد و در بنى حنيفه دعوى پيغمبرى كرد و سخنانى احمقانه مىگفت بدين گمان كه وحى است و نامه‌اى به پيغمبر ما ص نوشت بدين مضمون از مسيلمة رسول اللّه به محمد . بهافريد بن ماه فروذين سپس در ايام ابو مسلم صاحب دولت عباسى مردى داعيه نبوت پيدا كرد كه نام او بهافريد بن ماه فروذين است و او در روستاى خواف كه از دههاى اطراف نيشابور است در قصبه‌اى بنام سيراوند پيدا شد و خود او از اهل زوزن بود و در ابتداى امر پنهان گرديد و بسوى چين رفت و هفت سال در آنجا زيست و در بازگشت پراهنى از حرير سبز با خود بياورد كه چون آن را جمع مىكردى در مشت جاى مىگرفت و شبانگاه به بالاى بامى شد و بامدادان به زير آمد و مردى كه مشغول كشت بود او را بديد آن مرد را گفت : اين مدت كه غيبت كرده بودم به آسمان رفتم و بهشت و دوزخ بر من ارائه شد و خداوند به من وحى فرستاد و اين پيراهن را بر اندامم كرد و در اين ساعت به زمين نزول كردم . پس آن مرد برزگر او را تصديق كرده مردم را گفت كه من خود ديدم كه او از آسمان فرود آمد در نتيجه جمعى از مجوس به پيروى او گرد آمدند و او با مجوس در اكثر امور مخالفت كرد زرتشت را تصديق نمود و بر اهل نحله خود گفت كه آنچه زرتشت بياورده است من تصديق مىكنم و من بودم كه در نهان به زرتشت وحى فرستادم و بر امت خود هفت نماز واجب گردانيد يكى در يگانگى خدا و يكى در آفرينش آسمانها و زمين و يكى در خلق حيوان و روزيهاى آنها و يكى ديگر در مرگ و يكى هم در بعث و حساب و يك نماز هم راجع به اهل بهشت و دوزخ و چيزهايى كه براى ايشان آماده شده و يك نماز هم در ستايش اهل جنت و كتابى به فارسى براى امت خود ترتيب داد و امرشان نمود كه بر يك زانوى بسوى چشمه خورشيد نماز بخوانند و در هر جايى كه باشند توجه بسوى آفتاب كنند و موهاى خود را رها نمايند و در موقع طعام زمزمه نكنند